قدر شوخ طبعی خود را بدانید
با شوخ طبعی خود آشتی کنید و از آن بهره مند شوید . بیشتر از آنچه که فکر می کنید ، لازم است که شوخ طبع باشید .... شوخ طبعی به آرامش شما کمک می کند .
پیامبر و شوخ طبعی
پیامبر (ص) فردی شوخ طبع بود و هیچ حالت خشم و عصبانیت در او دیده نشد. در حدیث آمده است: کان بالنبی دعابة، یعنی مزاحا. اما این تبسم به معنای قهقهه زدن نبوده بلکه فقط متبسم بود: ما رأیت النبی ضاحکا ما کان الا یتبسم. این شوخ طبعی هم خود او را سرحال نگاه میداشت و هم مردم را آرام و راضی نگاه می داشت.
شوخ طبعی : شوخی ، خود نوعی خلاقیت است و شوخ طبعی از جمله ویژگی های عینی و قابل مشاهده در افراد خلاق است
روانشناسی شوخی
اغلب روانشناسانی که شوخی را مطالعه کردهاند نتیجه گرفتهاند که ویژگی اصلی رویدادهایی که افراد را خوشحال میکند ناهمخوانی آنهاست و برای افرادی که تمایل به شوخطبعی دارند ضرورت دارد. استفاده از شوخی با خود ابرازی و خودنگری قابل پیشبینی هستند و هر دو آنها به عنوان شاخصهای مهارتی اجتماعی مطرح میباشند. افراد احساسی لطیفهها را خندهدارتر درک میکنند و بیشتر میخندند.
افراد متعصب لطیفههای جنسی را دوست دارند. افراد آزاد اندیش لطیفههای بیمعنی را ترجیح میدهند. بسیاری از افراد خشک و متعصب از ناهمخوانی لذت میبرند و از این طریق تنشهای خود را تخلیه میکنند. در بعضی مواقع نیز شوخی وسیلهای است برای بیان غیر مستیم دلخوریها و ناراحتیها از شخص یا گروهی بخصوص که به صورت مستقیم نمیتوان عنوان کرد.
شوخی و مقابله با استرس
شوخی در مقابله با نقش مراقبتی ایفا میکند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس میشود. افراد دارای حس عمیق شوخ طبعی ، بعد از رویدادهای منفی زندگی بطور قابل ملاحظهای خلق بهتری نشان میدهند. شوخی موجب میشود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد باعث میشود فرد توانایی پیدا کند تا رویدادها را از جهتی شوخی و خندهدار و لذا از میزان استرس کاسته میشود.
رابطه شوخی و مغز
شوخی به عملکرد بخشهای خاصی از بستگی دارد. شامی و استوس (1999) ، 21 بیمار مصدوم مغزی و تعدادی افراد سالم را مورد مطالعه قرار دادند. بیماران اگر ضایعهای در بخشی از ناحیه قدامی لب راست پیشانی داشتند، شوخی را درک نمیکردند. این ناحیه بخشی از مغز است که اطلاعات دریافتی را یکپارچه کرده و تفسیر میکند و خودآگاهی در آن قرار دارد، داروهای خاصی نیز بر شوخی تاثیر میگذارند. فیتز جرالد و همکاران (1999) نشان دادند اولا نزاپین که حاوی سروتونین و دوپامین است از خندیدن افراطی در جلوگیری میکند. خنده نیز مانند سایر ابزارهای چهرهای بخشی به لبهای پیشانی و بخشی دیگر به نواحی مرکزی بستگی دارد.
مهارت اجتماعی شوخی کردن از کجا ناشی میشود؟
مک گی (1979) مطالعهای طولی را گزارش میکند که در آن کودکان شوخ ارتباط نزدیکی تا سن 3 سالگی با مادران خود داشتند و موقعی که بعد از سن سه سالگی ارتباط عاطفی مادران کاهش مییابد این تفکر شکل میگیرد که شوخی میتواند در مقابله با مشکلات و موقعیتهای استرسزا نقش حمایتی داشته باشد. در سن 6 سالگی تفاوت جنسی مشهود است، پسرها لطیفههای بیشتری را تعریف میکنند و تمسخر در آنها به نسبت دخترها بیشتر است.
شوخی در کودکان
کودکان خیلی زود تبسم میکنند. در هفتههای اول تولد ، تبسم اولیه ابتدا به سمت مادر و صدا است. آنها در 4 ماهگی میخندند که در پاسخ به غلغلک یا سایر تحریکات لمسی ، بازیهای دالی و در اواخر اولین سال زندگی در پاسخ به رویدادهای عجیب از قبیل شیر خوردن مادر از شیشه شیر کودک میباشد.به نظر میرسد که ناهمخوانی باعث برانگیختن خنده در مراحل اولیه تولد میشود. این کار در شرایطی امکانپذیر است که موقعیت مطلوبی وجود داشته باشد.
از حدود 18 ماهگی به بعد ، کودکان به بازیهای تخیلی میپردازند. آنها مبالغه گوییها، لافزدنها و ناهمخوانیها را شروع میکنند. بازیهای خیالی اغلب اجتماعی بوده و منبعی از شادمانی است.هر چه کودکان بزرگتر میشوند، لطیفههای خندهدار بحثبرانگیزی را پیدا کرده و بعد از 6 الی 7 سالگی میتوانند معانی را به صورت چندگانه درک کنند، به خاطر اینکه به مرحله " تفکر عملیات عینی " پیاژه میرسند. از سنین اولیه کودکی یک عنصر اجتماعی قوی در شوخی کودکان وجود دارد.
در سن سه سالگی میل قوی به گفتن لطیفه وجود دارد. کودک در شوخی دیگران شرکت میکند تا آنها رابخنداند به خاطر اینکه خندیدن لذت بخش است و عضویت در گروه را شکل میدهد.کودک 7 ساله در حضور دیگران بیشتر میخندد و مخصوصا در جمع خنده همسالانش خندهاش بیشتر میشود. کودک 8 تا 10 ساله درباره معماها مشغله ذهنی پیدا میکند و از لطیفهها براساس معانی دوگانه آنها لذت میبرد.
شوخی بله ، نیش نه
چنانچه یک شوخی از مشخصات زیر برخوردار باشد، در مییابیم که شوخی جدی نبوده و استفاده کننده قصد انتقاد و حمله را در سر نداشته است:
- آیا از شوخی برای جهت دهی دوباره به گفتوگو استفاده میشود؟ آیا هدف شخص این بوده ا ست که از پیگیری موضوع خاصی خلاصی یابد؟
- آیا شوخی مرتبط با یک مطلب جدی است؟ آیا از شوخی برای پرهیز از رویارویی استفاده میشود؟
- آیا شوخی شخص همراه با نشانههای عطوفت آمیز و رقت قلب است و فرد بدین واسطه همراهی و همدلی و درک خود را نشان میدهد؟
- آیا شوخی سرپوشی برای حالاتی چون ترس ، سرخوردگی ، حسادت و احساس خشم است؟
- آیا شوخی میتواند معنا و مفهوم تازهای به جریان بحث و گفتوگو ببخشد؟
اشخاصی که از موقعیت زندگی خود راضی هستند و نسبت به موقعیت مادی و اجتماعی خود رضایت خاطر دارند، از شوخی به عنوان چاشنی و مزهی گفتو گو استفاده میکنند. چنین اشخاصی معمولاً از شوخی اغراض خاصی را دنبال نمیکنند. در هر صورت، با ارزیابی کردن دقیق اشکال شوخی میتوانید از اهداف و اغراض ناپیدای اشخاص استفاده کننده از این زبان و وسیله آگاه شده و بدین واسطه بهتر به شخصیت فرد برسید.
تکامل شوخی و خنده
با توجه به اینکه حتی کودکان کوچکتر نیز از شوخی لذت میبرند و مرکز شوخی در بخش معینی از مغز قرار دارد این احتمال را مطرح میسازد که شوخی مبنای فطری دارد. بنابراین با توجه به نقش عوامل زیستی در شوخی ، به نظر میرسد که بایستی از برخی مزایای تکاملی برخوردار باشد. شوخی و خنده از بازیهای اجتماع مشتق شده است و افرادی که در آن مشارکت میکنند از شوخی لذت میبرند. مکگی (1979)فکر میکرد که میمونها در صورتی شوخی را درک میکنند که برخی مهارتهای زبانی را کسب کرده باشند چرا که در این صورت آنها میتوانند برخی نمادها را دستکاری کنند.
اساسا شوخی یک پدیده اجتماعی است که به خاطر هیجانهای مثبت به پیوستگی اجتماعی منجر میشود و باعث تخلیه هیجانات منفی میشود . البته این کار ناشی از کنش عملی شوخی است. شوخی کردن با استفاده از روشهای مختلف منبع مهم شادی است.شوخی تا اندازهای غریزی است. شکل قدیمی آن در نخستینهای غیرانسان وجود دارد و کودکان کم سن از شوخی و شروع کردن آن لذت میبرند.کلید اصلی اغلب شوخیها دو بخش از رویدادها یا داستانها را شامل میشود . و بخش دوم و غیر منتظره آن از ارزش کمتری برخوردار است.
مثلا گستاخی و بیپروایی بخش دوم بیشتر از بخش اول است. خنده بیان عاطفه مثبت است، اما شوخی تاثیر علی روی خلق و شادی دارد. شوخی یکی از شایعترین و موثرترین روشهای القا خلق است و ضمن تاثیر مثبت و شادیبخش رویدادهای استرسزا را کم خطر میسازد. همچنین کمک میکند تا با استرسهای اجتماعی که از تعارضات درون جامعه ناشی میشود، نگاه متفاوتی داشته و موجب تخلیه تنشها شود.
شوخی در حیوانات
یک منشاء غریزی درباره شوخی وجود دارد که نقش عوامل زیستی را تائید میکند. تعدادی از حیوانات بطور غریزی اهل شوخی هستند . از جمله میمونها. در این گروه از موجودات که تماس بیشتری با انسانها دارند، علائم تکلمی که برخی مواقع شباهت زیادی با شوخی دارد را میتوان در آنها مشاهده کرد واشو از علامتی برای خنده برای دعوا کردن ، تعقیب کردن و دالی استفاده کرد. او یک با مسواک را به عنوان شانه بکار برد. کوکو نیز به جای گذاشتن انگشت روی دهان ، انگشتش را روی گوشش گذاشت و با این روش ، نشانهای از نوشیدن را نشان داد او دوست داشت آزمایشگر را با دادن یک سری علائم غلط بخنداند. او حالت انسانها را نگاه میکرد و بطور آشکاری منتظر وقوع یک پاسخ مثبت بود.
شوخ طبعی و روابط بین افراد
برخی مطالعات رابطه روشنی بین شوخی و شادی به دست آوردهاند، افراد شاد بیشتر میخندند و احساس بهتری از شوخی دارند.برونگراها و سایر افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند ، زیاد میخندند و مسائل را خندهدار درک میکنند، همبستگی قوی بین برونگراها و شادی وجود دارد . این مساله مسلم است که برونگراها بیشتر میخندند و در حال حاضر شاهدیم که ارتباطات نزدیک بطور وسیعی با شوخی تقویت میشود.
طالع بینی دانشجویی ویژه ارشدیون
به تمامی دانشجویان عزیز اكیداً توصیه می نماییم، قبل از هرگونه برنامه ریزی و شركت در هرگونه كلاس اعم از تضمینی، طالع بینی كنكوری ما را ـ كه براساس آخرین تكنولوژی طالع بینی مدرن میباشد ـ را مطالعه نمایید. به جان شما ضرر نمی كنید.
متولدین فروردین ماه: دختر یا پسر فرقی نمی كند، شما باید بدانید چون در ماه اول سال بدنیا آمده اید و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار میشود، روز امتحان دیر از خواب بیدار میشوید، بعد در ترافیك گیر میكنید واحتمالاً از كوچه كه رد میشوید زنی با یك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتی بدرقه) از تمام این مخاطرات كه بگذرید، جلوی حوزهی امتحانی متوجه گم شدن كارت ورود به جلسهتان میشوید بنابراین توصیه میشود بیخود دنبال دردسر نروید و از هرگونه تلاشی برای رسیدن به مقاطع بالاتر دانشگاهی خودداری كنید. آفرین بچه خوب!
متولدین اردیبهشت ماه: اول، قدم نورسیده را به مامان و بابا تبریك میگوییم. تو اگر دختر باشی، اسمت یا نیره است یا حكمیه و اگر پسر باشی اسمت یا هوخشتره است یا آریوبرزن (البته گوسفندان اسمهای دیگری هم دارند)، متولدین این ماه خیلی بیجنبهاند، آخر لزومی ندارد، به بقالی سر كوچهتان پز بدهی كه بعد از یازده سال فوق قبول شدهای، خبر قبولی را احتمالاً در مراسم خاكسپاری یكی از بستگان میشنوی و چنان قهقههای میزنی كه گوركن با بیل و صاحب عزا با دسته بیل به دنبالتان خواهند دوید.
متولدین خردادماه: همانطور كه از اسم ماه تولدتان پیداست، دچار درسخواندن افراطی از نوع طالبانی میباشید (همان خرخوان خودمان) دخترهای خردادی یك روز قبل از كنكور ارشد برایشان خواستگاری پیدا میشود (آنهم كچل پلاك لیزری نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهای خردادی بدهند (كه برای پنجمین بار امتحان میدهند).
متولدین تیرماه: یك خبر خوش به شما خواهد رسید. لطفاً جنبه داشته باشید، هیچ ربطی به كنكور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهی تا امتحان باقی مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاییدن گاو پدربزرگتان میباشد یا تصویب طرح افزایش وامهای دانشجویی. فعلاً بهتر است بیخیال فوق شوید. هروقت گاو پدربزرگتان تخم دوزرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنید. مطمئن باشید قبول میشوید.
متولدین مردادماه: داوطلب گرامی ستاره بخت شما در دسترس نمیباشد. لطفاً جهت اطلاع بیشتر با دفتر نشریه یه چیزی بهتر، بخش طالعبینی و فالگیری، تماس بگیرید.
متولدین شهریور: اشتباه نكنیم باید رشته ی هنر باشید دختر یا پسر خوبم هیچ گنجی بهتر از یك تیپ عجیب و غریب و هیچ عزتی بالاتر از اینكه موهایت را دم اسبی ببندی، وجود ندارد. ناصحم گفت:«كه جز تیپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: ای ناصح عاقل هنری بهتر از این فوق به چه درد میخورد؟! مهم تیپه، كه آخرشی.
متولدین مهرماه: متولدین مهرماه، یا پسرند یا دختر (البته یك سری موجودات دیگر را هم شامل میشود، كه مد نظر ما نیستند)، دخترها بعد از گرفتن لیسانس در كارگاههای قالیبافی مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبی تبدیل میشوند. بنابراین خانمها در رشته فرش و آقایان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.
متولدین آبان ماه: تو احتمالاً یا ترانه پانزده سال داری و یا سكینه سانزده سال و یا اصغر یازده سال، پس توصیه میشود كه هر وقت به سن قانونی رسیدید، بروید سراغ این جور امتحانها، فعلاً شیرتان را بخورید.
متولدین آذرماه :ای جونممم..... عجب اختربختی دارید آذریها! دخترهای متولد آذر، روز امتحان عاشق میشوند و شكل خانه های سیاه پاسخنامه بیشباهت به قلب (نیزهاش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون اذریها خیلی با هوشن خیلی گلن مثل خودم...... واما آقا پسرا شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلی در یك رشته نیمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پیام نور (البته با گواهی ISO هفت و هشت هزار) قبول خواهید شد. لابد توقع دارید تحویلتان هم بگیرند. (مواظب خودت باش نابغه!)
متولدین دی ماه: دوست عزیز متأسفانه طالعتان خیلی بد است. شما یا شش سال پشت كنكور میمانید یا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور ماندید كه حتماً دوسال دیگر هم خواهید ماند و سال هشتم قبول میشوید، ولی روز اعلام نتایج دچار عارضه قبلی (منظور همان قلبی است) خواهید شد و جان به جان آفرین تسلیم خواهید كرد. با توجه به هزینه زیاد كفن و دفن خواهشمندیم روی دست پدر و مادر خرج نیندازید، ماه همین جوری شما را دكتر قبول داریم!!
متولدین بهمن ماه: متولدین این ماه باید قبل از اینكه صبح زود از خواب بیدار شوند، توی رختخواب نرمش سنگین انجام داده، بعد 35 دقیقه خمیازه بكشند (كمتر از حد اعتیاد) و مجدداً بخوابند. این كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهید تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهید. قبولی شما را آن هم با رتبه تك رقمی تضمین میكنیم.
متولدین اسفند: عزیز دلم، اسفند، بدترین زمان ممكن برای به دنیا آمدن است، ـ آخه، عزیز من،ماه قحطی بود ـ چون امتحان كارشناسی ارشد در این ماه برگزار میشود. پسرهای متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در ریاضت پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكدهی ماهانی به همان مدرك لیسانس راضی میشوند و دختر خانمها اگر كمتر سریالهای بیمزه تلویزیون را نگاه كنند، قبولی ارشد جلوی پای آنهاست
سلام به همه ی دوستان گلم
ممنونم از نظراتتون.
و
یک سلام گرم خدمت عاشق خسته ممنونم شما لطف دارید این همه نظر میدید.
این شعر هم تقدیم به شما منتظران:
نمی دانم محبت را بر چه كاغذی بنویسم
كه هرگز پاره نشود
بر چه گلی بنویسم
كه هرگز پرپر نشود
بر چه دیواری بنویسم
كه هرگز پاك نشود
بر چه آبی بنویسم
كه هرگز گل آلود نشود
و
بر چه قلبی بنویسم
كه هرگز سنگ نشود
و
یه سلام گرم خدمت آقای عزیزیان که وب منو لینک کردنداز شما ممنونم.
« اختلالات شخصیت »
شخصیت چیست ؟
شخصیت را می توان مجموعه صفات و رفتاری تعریف نمود كه مشخص كننده شخص در زندگی روزمره او در شرایط معمولی است؛ شخصیت هر كس نسبتاً ثابت و قابل پیش بینی است. فقط وقتی صفات شخصیتی انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه بوده و اختلال كاركردی قابل ملاحظه یا ناراحتی ذهنی بوجود می آورد تشخیص اختلال شخصیت گذاشته می شود. این بیماران الگوهای ناسازگارانه، انعطاف ناپذیر بسیار عمیق و با ثبات در درك و بر خورد با محیط خودشان نشان می دهد. این بیماری نسبت به مبتلایان به اختلال اضطراب، افسردگی و وسواسی جبری احتمال بیشتری هست كه در درمان روانپزشكی را رد كنند.علائم اختلال شخصیت با ایجاد تغییر در محیط بوده است. مبتلایان به اختلال شخصیت در مورد رفتار غیر انطیاقی خود احساس نمی كنند، چون بیمار مبتلا به اختلال شخصیت از آنچه جامعه به عنوان علائم بیماری وی می شمارد معمولاً اظهار ناراحتی نمی كند، نتیجتاً فردی بی علاقه به درمان و علاج شمرده می شود.
اختلال شخصیت چیست ؟
انحرافهای شخصیتی شدید را می توان اختلال به حساب آورد، ولی مشكل می توان مرز دقیقی میان شخصیت طبیعی و شخصیت نابهنجار قائل شد.
اگر می شد شخصیت را نیز همانند هوش بسنجیم، آن گاه قادر بودیم معیار آماری مشخص نیز بزای آن به كار ببریم، ولی در غیاب چنین معیارهای سنجشی، از یك معیار علمی منفرد استفاده می شود و آن عبارت است از این كه شخصیت وقتی مختل به حساب می آید كه سبب رنج كشیدن خود یا سایرین شود. این تعریف ممكن است خیلی ساده به نظر برسد وی در طلب بالینی بسیار مفید است و كسانی كه از آن استفاده می كنند نیز توافق نسبی بر سر آن دارند.
انواع اختلال شخصیت :
اختلال شخصیت پارانوئید:
شخصیت های پارانوئید بطور كلی با سوءظن دیرپا و عدم اعتماد به مردم، مشخص هستند. این افراد مسئولیت احساسات خود را نپذیرفته و آن را به دیگران نسبت می دهند. این طبقه در بر گیرنده نامطلوبترین منش ها است كه در زندگی روزمره با آن ها برخورد می شود ــ آدم متعصب كلكسیونر مدارك بی عدالتی، همسری كه حسادت بیمارگونه دارد، و شخصی كه وسواس مرافعه و منازعه دارد.
ویژگی های بالینی :
خصوصیات اساسی این اختلال میل نافذ و بی مورد به تعبیر اعمال دیگران به عنوان تحقیرآمیز و تهدید كننده عمدی است؛ این میل در اوائل جوانی شروع شده و خود را در زمینه های مختلف نشان می دهد. تقریباً همه آنها نگران نوعی آسیب دیدن و سوء استفاده از جانب دیگران هستند. مبتلایان به این اختلال به كرات وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و بستگان خود را مورد پرسش قرار می دهند. چنین افرادی غالباً حساد بیمارگونه دارند و بدون دلیل در وفاداری همسر و شریك زندگی خود تردید می كنند.
این بیماران با برونی سازی هیجانات خود و استفاده از مكانیسم دفاعی فرافكنی تكانه ها و افكار نامقبول خود را به دیگران نسبت می دهند. عقاید انتساب و خطاهای حسی كه بیمار بطور منطقی از آن ها دفاع می كند، شایع است. بیماران پارانوئید از نظر عاطفی محدودیت نشان می دهند و برای دیگران افراد فاقد هیجان به نظر میرسند، به منطقی و عینی بودن خود افتخار می كنند، ما واقعیت غیر از این است. این بیماران فاقد صمیمیت بوده و به قدرت و مقام اهمیت و توجه خاصی دارند و نسبت به افراد ضعیف ملایم طبع و علیل و ناقص ابراز ناخرسندی و نفرت می كنند. در موقعیت های اجتماعی، افراد مبتلا به اختلال شخصیت پرانوئید ممكن است كارا و مرتب بنظر برسند، اما در دیگران ایجاد ترس و تعارض می كنند.
درمان :
رواندرمانی : رواندرمانی درمان انتخاب است، در مدارا با شخصیت پارانوئید درمانگر باید در تمام مناسباتش با او رو راست باشد. اگر درمانگر به علت اشتباه یا قصور، مثلاً دیر رسیدن به جلسه، مورد اعتراض بیمار واقع شود، اظهار حقیقت و یك عذرخواهی مختصر بهتر از توضیحات دفاعی تأثیر می گذارد. درمانگر باید متوجه باشد كه نقاط ضعف بیمار پارانوئید در زمینه اعتماد و صمیمیت است. رواندرمانی انفرادی مستلزم برخورد حرفه ای نه چندان گرم از جانب درمانگر است. بیمار پارانوئید در گروه درمانی چندان جا نمی افتد و تحمل فشار رفتار درمانی را هم ندارد.
درمان دارویی : درمان داروئی برای فرونشاندن اضطراب و تحریك مفید است. در اكثر موارد یك داروی ضد اضطراب مثل دیازپام كافی است.
اختلال شخصیت اسكیزوئید :
اختلال شخصیت اسكیزوئید در كسانی تشخیص داده می شود كه عمری را در كناره گیری از اجتماع گذرانده اند. احساس ناراحتی آن ها در روابط اجتماعی، درونگرایی، و عواطف محدود و كند آن ها قابل توجه است. شخصیتهای اسكیزوئید در نظر دیگران آدم هائی مردم گریز، منزوی، یا تنها هستند.
ویژگیهای بالینی :
شخصیت اسكیزوئید با كناره گیری، عدم دخالت در امور روزمره و اهمیت ندادن به دیگران مشخص است. چنین كسی آرام، مردم گریز، درونگرا و غیر اجتماعی است. ممكن است زندگی خود را با جزئی ترین وابستگی عاطفی با دیگران سپری كند، اسكیزوئید در هماهنگی با مد زمان آخرین نفر است.
معمولاً تمام عمر در ابراز مستقیم خشم ناتوان بوده است. شخصیت اسكیزوئید ممكن است انرژی عاطفی قابل توجهی در مسائل نامربوط به انسان، نظیر ریاضیات و ستاره شناسی، بكر برد. اغلب با سرگرمی ها و هوس های رژیم غذایی و مستلزم دخالت شخصی نیست، سرخود را گرم نگاه می دارد.
هر چند شخصیت اسكیزوئید درونگرا و خیال پرداز است ولی ظرفیت او برای شناخت واقعیت كمتر نیست. چون حركات پرخاشگرانه در واكنش های عادی او جائی، با هرگونه تهدید، واقعی یا خیالی، با تصورات صاحب قدرت مطلق بودن می شمرند، در بعضی موراد چنین شخصی قادر به رشد و تكامل بوده و می تواند عقاید بدیع و سازنده به جهان ارائه نماید.
درمان :
رواندرمانی : درمان شخصیت اسكیزوئید مشابه شخصیت پارانوئید است. با این وجود تمایلات بیمار اسكیزوئید برای درون نگری هماهنگ با انتظارات درمانگر بوده و ممكن است به بیماری فداكار، هر چند دوری گزین، مبدل گردد. با پیدایش اعتماد، ممكن است بیمار اسكیزوئید با ترس و هراس زیاد دنیایی از خیال پردازی، دوستان خیالی و ترس از وابستگی های غیر قابل تحمل حتی نزدیك شده به درومانگر – از خود نشان دهد.
در گروه درمانی ممكن است بیمار اسكیزوئید یك سال ساكت بنشیند، اما بالاخره درگیر می شود. بیمار را باید از جملات پرخاشگرانه سایر اعضا گروه نسبت به سكوت بیمار حفظ كرد، با گذشت زمان ممكن است گروه تجربه ای با معنی برای بیمار گردیده و علاوه بر درمان تماس های اجتماعی را برای او امكان پذیر سازد.
اختلال شخصیت اسكیزوتایپی :
شخص مبتلا به اختلال شخصیت اسكیزوتایپی كسی است كه حتی در نظر مردم عادی هم عجیب و غریب و غیر عادی است. تفكر سحرآمیز، اشتباه حسی و مسخ واقعیت قسمتی از دنیای روزمره این بیمار است.
ویژگی های بالینی :
در اختلال شخصیت اسكیزوتایپی تفكر و رابطه كلامی مختل است. شخصیت اسكیزوتایپی، مثل بیماری اسكیزونیك، ممكن ممكن است سر از احساس های خود در نیاورد. با این وجود نسبت به احساسات دیگران، بخصوص عواطف منفی مثل خشم، بسیار حساس است. ممكن است موهوم پرست باشد و ادعای نهان بینی داشته باشد دنیای درونش ممكن است پر از انسان های خیالی، ترس و خیال پردازی كودكانه باشد. ممكن است خود را صاحب قدرت فكری و بصیرت خاصی نپندارد، هر چند اختلال تفكر واضح وجود ندارد. كلامش در مواردی محتاج تغییر است. ممكن است بپذیرد كه اشتباهات حسی درشت بینی دارد، یا مردم برای او آدمك های چوبی و یكسان می نمایند. صحبت شخصیت های اسكیزوتایپی ممكن است غریب و اختصاصی بوده و فقط برای خودش معنی داشته باشد. ممكن است روابط بین فردی ضعیفی داشته و رفتارشان نیز نامتناسب باشد. در نتیجه افرادی تنها هستند و اگر دوستانی هم داشته باشند تعداد آن ها معدود است. ممكن است این بیماران خصوصیات اختلال شخصیت مرزی نشان دهند، در واقع هر دو تشخیص را توأماً می توان داد. تحت استرس،شخصیت های اسكیزوتایپی ممكن است پسرفت پیدا كرده و علائم روانی پیدا كنند، اما معمولاً عمر این علائم كوتاه است. در موارد شدید، افسردگی و عدم احساس لذت ممكن است پیدا شود.
درمان :
رواندرمانی : اصول اختلال شخصیت اسكیزوتایپی از اختلال شخصیت اسكیزوئید چندان متفاوت نیست. با این وجود با تفكر غریب و غیرعادی آن ها باید با احتیاط مدارا نمود. بعضی از بیماران به فرقه های غریب پیوسته و به ممارست های مذهبی غیر عادی و فلسفه رمز و راز می پردازند. درمانگر نباید این فعالیت ها را به مسخره بگیرد و در مورد باورها و فعالیت های بیمار قضاوت نماید.
درمان دارویی : داروهای نورولپتیك ممكن است برای مدارا با فاكار انتصاب، ایلوزیون، و سایر علائم این اختلال مفید واقع گردد و همراه با رواندرمانی قابل استفاده است.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی :
اختلال شخصیت ضداجتماعی با اعمال ضداجتماعی و جنائی مستمر مشخص است. اما معدل جنایتكاری نیست. بلكه برای مطابقت با موازین اجتماعی است كه شامل بسیاری از وجوه رشد نوجوانی و جوانی بیمار می گردد.
ویژگی های بالینی :
شخصیت های ضداجتماعی معمولاً با ظاهر عادی، حتی فریبنده و راضی كننده مشاهده می گردند با این وجود، سوابق آن ها حاكی از اختلال عملكرد در بسیاری از زمینه های زندگی است. دروغگویی، فرار از ودرسه و منزل، دزدی، نزاع، سوء مصرف دارو و فعالیت های غیر قانونی، تجربیات تیپیك این بیماران است كه شروع آن ها در دوران كودكی گزارش می شود.
شخصیت های ضداجتماعی بیشتر در افرادی كه اصطلاحاً مردان گوش بر یا گول زن خوانده می شوند، تشخیص داده می شود. این افراد در به بازی گرفتن دیگران بسیار استادند و به راحتی می توانند دیگران را برای شركت در طرح هایی كه برای بدست آوردن پول و شهرت نزدیك ترین راه شمرده می شوند راغب سازند، كه غالباً به خسارت مادی و شرمساری اجتماعی یا هر دو آن ها منجر می گردد. شخصیت های ضد اجتماعی حقیقت را نمی گویند و نمی توان در مورد انجام وظایف و رعایت اصول اخلاقی مرسوم به آنها اعتماد نمود. بدرفتاری با همسر و فرزند، رانندگی در حال مستی از اتفاقات معمول در زندگی این بیماران است. یكی از یافته های قابل ملاحظه فقدان پشیمانی برای اعمالی است كه شخص انجام داده است، یعنی به نظر می رسد كه این بیماران فاقد وجدان هستند.
درمان :
رواندرمانی : اگر شخصیت های ضد اجتماعی از حركات باز داشته شده ( مثلاً با بستری شده در بیمارستان ) غالباً تابع رواندرمانی می گردند. شخصیت ضد اجتماعی وقتی خود را در میان همسان می بیند فقدان انگیزه برای تغییر یافتن در آنها تحلیل می رود. شاید به همین علت است كه گروه خودیاری بیشتر از زندان و بیمارستان روانی برای آنان مفید بوده است.
قبل از شروع درمان، ایجاد محدودیت های صریح اهمیت اساسی دارد. درمانگر باید برای مدارا با رفتار خودآزارانه بیمار راهی پیدا كند، و برای تسلط یافتن به ترس بی ریایی انسانی خنثی نماید. برای منظور درمانگر باید كنترل را از تنبیه، و كمك و رویارویی را از جداسازی اجتماعی و مجازات تفكیك نماید.
درمان داروئی : درمان داروئی در مدارا با علائم ناتوان كننده نظیر خشم افسردگی و اضطراب مورد استفاده قرار می گیرد، اما این بیماران غالباً سوء مصرف كننده دارو بوده اند، تجویز داروها باید احتیاط صورت گیرد.
اختلال شخصیت مرزی :
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با بی ثباتی فوق العاده عاطفه، خلق، رفتار، روابط شیئی، و تجسم نفس مشخص هستند.
ویژگی های بالینی :
بیماران مرزی تقریباً همیشه به نظر می رسد كه در یك بحرانی قرار دارند. نوسان خلق در آن ها شایع است. ممكن است بیمار لحظه ای اهل بحث و مجادله به نظر برسد. لحظه ای دیگر افسردگی نشان دهد و زمانی دیگر از فقدان هرگونه احساس در خود شكایت كند. ماهیت دردناك زندگی انها را در اقدام های مكرر خودآزارانه می توان مشاهده كرد. این بیماران ممكن است به قصد اخذ كمك از دیگران اقدام به تیغ زدن مچ دست یا رفتارهای خود آزارانه دیگر نمایند، یا اینكه ابراز خشم كرده و یا خود را به طریقی از عواطف غیر قابل مقاومت رها سازند.
شخصیت مرزی در بین دیگر اختلالات شخصیت در به بازی گرفتن دیگران همتا ندارد. بیماران مرزی تنهایی را خوب تحمل نكرده و جستجوی همنشین را ( مهم نیست چقدر نامطلوب باشد )، به تنها نشستن و احساس پوچی و بی كسی كردن ترجیح می دهند. از نظر علمی بیمار مرزی بالغ در روابط خود مردم را به دو گروه تماماً خوب و تماماً بد تقسیم می كند. مردم در نظر آن ها یا تكیه گاه و پرورش دهنده هستند یا آدم هایی نفرت انگیز و سادیست كه بیمار را از احساس ایمنی محروم كرده و هر زمان كه او احساس وابستگی نماید تركش می كنند در نتیجه این اشتقاق آدم های خوب به صورت ایده آل بیمار درآمده و بدها ارزش داده نمی شوند. چرخش وفاداری از فرد یا گروهی به فرد یا گروهی دیگر فراوان دیده می شوند.
درمان :
رواندرمانی : بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در محیط بیمارستان، كه در آن رواندرمانی فشرده فردی و گروهی دریافت می كنند، پیشرفت نشان می دهند. همچنین فرصت تكامل با كادر آموزش دیده از رشته های مختلف را پیدا كرده و از درمان های تفریحی، كادر درمانی، كادر درمانی، و آماده سازی شغلی بهره مند می گردند. چنین برنامه هایی مخصوصاً وقتی محیط خانه به دلیل تعارض های درن خانوادگی یا استرس های دیگر نظیر سوء رفتار والدین برای توان بخشی بیمار مخرب باشد، كمك كننده هستند.
بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را كه بیش از حد متمایل به جرح خویشتن است، می توان در محیط حفاظت شده بیمارستان تحت نظر و تحت شرایط ایده آل بیماران تا زمانی كه بهبودی كامل نشان دهنده قرار داده، كه البته ممكن است تا یك سال به طول انجامد.
درمان دارویی : از داروهای ضد جنون برای كنترل خشم، خصومت، و دوره های كوتاه پسیكوتیك استفاده شده است. تجویز ضد افسردگی ها به بهبود خلق افسرده كه در این بیماران شایع است منجر می شود.
اختلال شخصیت نمایشی :
اختلال شخصیت نمایشی با رفتار پر زرق و برق و نمایشی و رل گرا در اشخاص هیجانی و تحریك پذیر مشخص است. در كنار ظاهر پر زرق و برق این افراد غالباً ناتوانی برای برقراری وابستگی های عمیق و دیرپا وجود دارد.
ویژگی های بالینی :
بیماران به اختلال شخصیت نمایشی رفتار توجه طلبانه بارزی نشان می دهند. این افراد به مبالغه احساسات خود و سعی می كنند می كنند هر چیزی را مهم تر از آنچه واقعاً هست جلوه دهند. وقتی كانون توجه نباشد و مورد تعریف و تمجید قرار نگیرند، ممكن است حملات كج خلقی و گریه زاری به راه انداخته و دیگران را متهم سازند.
چنین كسانی ممكن است خودبین و خودپسند باشند. نیازهای شدید وابستگی، آن ها را زودباور و ساده لوح می سازد. این بیماران از احساس های واقعی خود بی خبرند و قادر به توضیح انگیزه های خود نیستند. استرس نیز واقعیت سنجی ها آن ها به آسانی از هم در می شكند.
درمان :
روان درمانی : مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی غالباً از احساسات واقعی خود بی خبرند، بنابراین تصریح احساسات درونی آن ها یكی از فرآیندهای مهم درمانی است روان زمانی تحلیل گرا، خواه گروهی، احتمالاً درمان انتخابی برای این اختلالات شخصیت است.
درمان داروئی : داروهای ضد افسردگی برای افسردگی و شكایت های جسمی، داروهای ضد اضطراب برای اضطراب، داروهای ضد جنون حالات مسخ واقعیت مفید است.


ریكی چیست؟
ریكی (Rei-Ki ) یك روش طبیعی برای دستیابی به آگاهی و آرامش و نیز یک تكنیك درمانی می باشد كه در آن انرژی شفابخش از طریق دستها به بدن و حوزه انرژی خود فرد و یا به شخصی كه دریافت کننده معالجه می باشد هدایت می شود .ریكی از نظر احساسی و معنوی در بدن تعادل ایجاد می كند واین قابلیت موجب می شود كه بدن به صورت طبیعی بتواند خود را درمان كند.
نام ریكی در اصل ژاپنی می باشد و مشتق از دو كلمه ری(Rei) به معنی آگاهی و انرژی كیهانی و كی(Ki) به معنی آگاهی و انرژی فردی است. كی در واقع همان انرژی حیاتی و معادل چی(Chi) در پزشكی سنتی چین یا پرانا در طب سنتی هند (آیورودا) است .كسانی كه از ریكی استفاده می كنند می پندارند كه این انرژی، بطورآگاهانه بر تمام سطوح زندگی تاثیر می گذارد و بدین ترتیب، جنبه ای کل نگر دارد.
تاریخچه ریکی چیست؟
خاستگاه و سرچشمه ریكی هنوز كاملا مشخص نیست ولی اینگونه استنباط می شود كه از تجارب درمانی مربوط به راهبان قدیمی در تبت سرچشمه گرفته است. ریكی در سالهای اولیه قرن بیستم در ژاپن توسط استاد میكائو اسوئی - ادیب روحانی و مدرسی كه علم شفا را درژاپن و تبت آموخته بود- معرفی شد.
درمان ریكی به عنوان سبک اسویی نامیده شد و بسط و گسترش پیدا كرد و امروزه به وسیله جمع كثیری به عنوان پایه و اساس معالجات انرژی در نظر گرفته شده است. سیستم اسویی در سال 1930 توسط خانم هاوایو تاكاتا( ژاپنی – آمریكایی) كه استادی ریكی را از یکی ازشاگردان استاد اسویی به نام دکتر هایاشی دریافت كرده بود به هاوایی برده شد.پس از تدریس ریكی برای چند سال او این شیوه دستیابی به تعادل را را در سال 1970 در قاره آمریكا گسترش داد.
یک جلسه درمانی ریکی به چه صورت است؟
طرفداران ریكی بر این عقیده اند كه وقتی " كی " شخصی مسدود می گردد ، بیماری می تواند پیشرفت كند.هنگامی که شخص ریكی دهنده دستان خود را به آرامی بر روی بدن شخص یا بافاصله از بدن او قرار می دهد ، كمك می كند تا انسدادهای انرژی حیاتی برطرف شده و به انرژی شفابخش اجازه داده شود تا آزادانه در بدن شخص حركت كند.تعدادی از محققین معتقدند كه این حالت عمیق آرامش و تمدد اعصاب در حین و بعد از جلسه ریكی مربوط به رها سازی آندروفینها (واسطه شیمیائی طبیعی ضد درد)در بدن می باشد .
كسانی كه تحت معالجه با ریكی قرار گرفته اند ، اظهارمی دارند كه ریكی ذهن را پاک و شفاف و حواس مربوط به آگاهی را قدرتمندتر می كند. همچنین با كمك كردن به افراد برای آزاد سازی احساسات محصور شده باعث آزادسازی استرسی می شود که خود موجب بیماری بوده است .
دریافت ریكی موجب حسی لطیف و آرامش بخش می شود ( بسیاری از افراد حتی در زمان دریافت ریکی به خواب می روند).از آنجا که ریکی در اصل یك رویکرد تعادل بخشی معنوی می باشد ،شاید پیش از آغاز جلسه، شخص ارائه دهنده ریکی ترجیح دهد كه مدتی را در سكوت و مدیتیشن بگذراند و در مورد این جریان سیال كیهانی كه به سمت فرد انتقال می یابد تفكر كند .فرایند ایجاد تعادل و آرامش، به صورت دو طرفه هم برای ارائه دهنده ریكی و هم برای گیرنده ریكی قابل لمس است و معالجه گر اغلب بعد از جلسه احساس شارژ شدن و همچنین شادابی در خود دارد.
معمولا در خلال انجام ریكی لباس كامل می پوشید و در یك اتاق راحت و گرم بر روی صندلی یا تخت ماساژ قرار می گیرید.شاید شخص درمانگر در ابتدا با حركت دست در فاصله چند سانتی متری ، بدن شما را اسكن كند تا از محل دقیق نقاط انسداد انرژی آگاه شود. یك درمانگر خوب كسی است كه به آسانی با احساس دستهایش ( احساس گرما یا ضربان) در هنگام قرار گرفتن در محل های انسداد، آنها را تشخیص دهد.هر نقطه ای كه در آن انسداد انرژی باشد محل تمركز درمان می باشد.
خواه انسداد انرژی موجود باشد یا نباشد، درمانگر به آهستگی و با اسلوبی خاص با نگاه داشتن دست بر روی نقاط مختلف بدن شامل سر و گردن ، گلو ، قفسه سینه ،شكم ، پاها و پشت تنه كار درمان را آغاز می كند.این لمس ملایم و یا نگهداشتن دست با فاصله از بدن بیمار در هر نقطه از 3 تا 5 دقیقه (برای نقاط دارای اشكال حتی گاهی تا 20 دقیقه)تا مادامیكه انرژی جاری است نگهداشته می شود
.
ریكی نباید به عنوان یک روش جایگزین طب رایج استفاده شود.به هر صورت تعداد زیادی از درمانگران و بیماران این معالجه را یك درمان الحاقی موثر برای رهایی ازدرد و بیماریهای مزمن یافته اند.یك مطالعه مختصر نشان داده است كه ریكی یك درمان کمکی موثر برای كاهش درد با تاثیری مشابه با مواد تسكین دهنده درد شبه مخدر می باشد.
به علت اینكه درمان بدون لمس هم در ریكی انجام می شود ، در مواردی كه لمس بدن بیمار ممكن است دردآور باشد (مانند سوختگی های شدید یا مرحله بهبود بعد از جراحی )یا بنا به ملاحظات شرعی از تماس دست با بدن فرد دریافت کننده ریکی پرهیز گردد ، ریكی می تواند بسیار كمك كننده باشد.
با پاکسازی محل های دچارانسداد و كمك به اینكه شخص احساس كند كه قویتر، پر انرزی تر و آرامتر شده است می توانیم شخص را از فشارهای عصبی و دیگر مشكلات روانی رها كنیم.همچنین مشخص شده كه برای كاهش فشار روانی بیمارانی كه در حال معالجه بیماریهای سرطان و ایدز هستند، بسیار موثر می باشد.
آموزش ریکی شامل چه مراحلی است؟
بطور معمول آموزش در ریكی شامل سه مرحله می باشد.شما می توانید از مرحله یك تامراحل بعدی با توجه به رشد درونی خودتان ترقی داشته باشید
مرحله اول ریكی معمولا دریك سمینار در دو روز آخر هفته برگزار می شود كه در آن تاریخچه ریكی تدریس می شود و همسویی با انرژی شفا بخش نیز صورت می گیرد.این مرحله شامل دریافت چهار همسویی از طرف استاد ریكی می باشد (این همسویی ارتعاش کارآموزان را تنظیم می كند و بنابراین انرژی بیشتری می تواند در بدن جریان پیدا كند). شرکت کنندگان در این دوره آموزشی همچنین در مورد وضعیتهای دست در تمام قسمتهای بدن درسهایی را فرامی گیرند.بعد از دریافت اولین مرحله آموزش ، فرد قادر خواهد بود تا پس از طی یک دوره 21 روزه پاکسازی ذهن و جسم ، به خود، بستگان و دوستانش ریكی بدهد .
كلاس مرحله دوم ریكی نیز یک روز طول می كشد و برای افرادی كه حداقل 21 روز تا بطور ایده آل دو ماه از كلاس مرحله اول آنها گذشته است و به تاثیر ریکی در رشد و تحول خود و اطرافیان ایمان آورده و مشتاق ادامه راه می باشند، قابل استفاده خواهد بود .در این مرحله، کارآموزان با فراگیری "نمادهای ریکی" یاد می گیرند كه چگونه میزان انرژی دستان خود را به یکباره چندین برابر نمایند،عمق تاثیر ریکی را افزایش دهند ، به پاکسازی روانی و انرژتیک مکانهای کار و زندگی اقدام کنند ، به مكانهای دور برای فامیل و دوستان و بیماران انرژی شفابخش را ارسال نمایند (شفا از راه دور). آنان همچنین یاد می گیرند كه چگونه با ضمیر نا خود آگاه خود و دیگران و کل جهان هستی ارتباط موثرتری برقرار كنند.
كلاس مرحله سوم برای کسانی برگزار می گردد که مصمم هستند راه شفابخشی معنوی و تمرینات فردی را با جدیت و توان بیشتر انجام دهند. در این مرحله نمادهای پیشرفته تری جهت رشد آگاهی و افزایش عمق تاثیر درمانها آموخته می شود . همچنین مراقبه پیشرفته ریکی ، جراحی در سطح انرژی و کار با شبکه کریستالی کوارتز به شرکت کنندگان آموزش داده می شود.
مرحله نهائی ریکی (استادی ریكی) تنها ویژه معدود افرادی است که با انضباط، انجام مداوم تمرینات فردی و درمانهای ریکی بر روی سایرین و تحقیق و مطالعه در مورد این رشته ،شایستگی خود را برای دریافت این مرحله پر اهمیت به اثبات رسانیده باشند و تنها برای كسانی كه حداقل یكسال از مرحله سوم ریكی آنها گذشته است قابل استفاده می باشد.كسانی كه در این مرحله آموزش می بینند طی یک دوره همراهی با استاد و همکاری و کارآموزی در برگزاری کلاسهای ریکی ، به تدریج شرایط لازم را برای آموزش دادن ریكی به دیگران كسب می كنند و برای پذیرش تعهد آموزش صحیح و کامل آموخته های خود به دیگران ،آماده می گردند.
میزان تاثیر ریکی در بهبود سلامت افراد تا چه حد است؟
تجربیات متعدد درمانگران ریکی و افرادی که دریافت کننده انرژی ریکی بوده اند در سراسر جهان ، گویای این واقعیت است که ریکی ظرف مدت چند دقیقه موجب آرامش عمیق و سریع ، رهائی الگوهای فکری نا متعادل ، احساس شادابی و سرزندگی ،رفع خستگی ، تمایل به ابراز احساسات سرکوب شده درونی نظیر بغض و گریه (و متعاقب آن احساس سبکی) ، احساس رهائی ، وانهادگی و کاهش درد می گردد و همراه بودن آن چه به صورت تمرینات روزانه خود درمانی و چه بصورت دریافت ریکی از کانال (درمانگر) ریکی ، موجب آرامش پایدار ، بهبود روابط بین فرد و اطرافیان ، افزایش ایمان به خداوند و تسلیم به مشیت الهی و قوانین طبیعت ، تحریک نیروی عشق انسانی و منبع عظیم شفا در درون انسان می شود. .
تاثیر ریکی بر انسان ، تاثیری کل نگر و همه جانبه است.بدین معنا که نه تنها بر جسم ، بلکه بر ذهن و روان و احساسات و روح بشر نیز تاثیر گذار است. ریکی نه تنها شیوه ای از شفای طبیعی ، که مهمتر ا زآن ، راهی برای شناخت عمیقتر خویش و جهان هستی برای نزدیکتر شدن به خداوند است.
با استناد به صدها و بلکه هزاران تجربه و نمونه بارز در سراسر جهان ، ریکی بدون دخالت در آموزه های دینی انسانها، باورهای دینی مردم دنیا را در چند دهه گذشته قویتر نموده است و علیرغم ساده بودن آموزه هایش ، انسان را به سوی تعادل،تواضع ، آرامش و زندگی باتکیه بر نیروی لایزال عشق الهی رهنمون می گردد و انسان بی پشتوانه و بیمار را به انسانی سالم و متعادل ، با ایمان و پذیرای هر دین و آئین آسمانی که دارد بدل می کند.
در درمان با شیوه ریکی به چه نکاتی باید توجه داشت؟
ریكی برای هر مشكل سلامتی به عنوان درمان مقدماتی پیشنهاد نمی شود و ترجیحا درمان متمم و مکمل برای اقدامات پزشکی رایج و معالجات قبلی كه انجام شده است می باشد
ریكی برای درمان شكستگی استخوان ؛ دردهای حاد یا هر وضعیتی كه كمكهای فوری را طلب می كند به عنوان تنها درمان پیشنهاد نمی شود بلکه بهتر است به موازات مراجعه به پزشک انجام گیرد .یك درمانگر ریكی متعهد و راستین ، به هیچ عنوان بیمار خود را از جستجوی پزشک برای درمان دلسرد نمی كند.